احمد بن محمد ميبدى
345
خلاصه تفسير ادبى و عرفانى قرآن مجيد بفارسى از كشف الاسرار ( فارسى )
از ايشان اين شنيد پيش خود گفت از ايشان بوى آشنائى مىآيد كه حرمت مىشناسند ، پس چون جمال ارادت بر دلهاى ايشان كمين گشاد ، و جلال عزّت دين برقع عزّت فروگشاد و جمال خود به ايشان نمود خورشيد دولت دين از افق عنايتشان برآمد ، و ماهروى معرفت ناگاه از در درآمد ، پيك سعادت در رسيد ، و از دوست خبر آمد كه : خيز جانا كه خانه آراستهام ، بسى ناز و راز كه من از بهر تو ساختهام ، آنان براى شكر اين نعمت به سجده افتادند و ( آمنّا ) گفتند ، و به زبان حال فرعون را گفتند : اگر سر تن را ببرى ، سر دل را چه كنى ؟ آن دستى كه به چون تو بدبختى برداشتهايم بريده به ، و آن پائى كه بر بساط چون تو بىچارهاى نهادهايم پى آن بركشيده به ، و آن زبان كه بر تعظيم چون تو بختبرگشتهاى ثنا گفته لال و گنگ به ، كه آن آفرينندهء جهان مهر خود به وجود آن عزيزان همىراند و به حكم كرم و لطف همىگفت : اگر دست و پا و زبان شما در اين دعوى برفت باك مداريد كه من شما را سمعى دهم به از آن و بصرى دهم به از آن ! تا با آن به من بشنويد و به من بنگريد ! [ آيات 136 - 127 ] ( تفسير لفظى ) 127 - وَ قالَ الْمَلَأُ مِنْ قَوْمِ فِرْعَوْنَ أَ تَذَرُ مُوسى وَ قَوْمَهُ لِيُفْسِدُوا فِي الْأَرْضِ وَ يَذَرَكَ وَ آلِهَتَكَ قالَ سَنُقَتِّلُ أَبْناءَهُمْ وَ نَسْتَحْيِي نِساءَهُمْ وَ إِنَّا فَوْقَهُمْ قاهِرُونَ . گروهى از سران قوم فرعون گفتند : آيا موسى و قوم او را زنده مىگذارى كه در زمين فساد كنند و تو را و خدايتان تو را واگذارند ؟ گفت : پسران ايشان را مىكشيم و زنان ايشان را زنده مىگذاريم و مائيم خداوندان زمين و بر آنها پيروزيم . 128 - قالَ مُوسى لِقَوْمِهِ اسْتَعِينُوا بِاللَّهِ وَ اصْبِرُوا إِنَّ الْأَرْضَ لِلَّهِ يُورِثُها مَنْ يَشاءُ مِنْ عِبادِهِ وَ الْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ . موسى به قوم خود گفت : از خداوند يارى طلبيد و شكيبائى پيشه كنيد به درستى كه خداوند صاحب زمين است و به هر كس كه بخواهد به ميراث دهد و سرانجام نيكو مر پرهيزكاران است . 129 - قالُوا أُوذِينا مِنْ قَبْلِ أَنْ تَأْتِيَنا وَ مِنْ بَعْدِ ما جِئْتَنا قالَ عَسى رَبُّكُمْ أَنْ يُهْلِكَ عَدُوَّكُمْ وَ يَسْتَخْلِفَكُمْ فِي الْأَرْضِ فَيَنْظُرَ كَيْفَ تَعْمَلُونَ . قوم موسى گفتند : ما را اذيّت و آزار دادند پيش از اينكه تو بيائى و همچنين پس از آنكه آمدى ! موسى گفت : اميد است كه خداوند دشمن شما را هلاك كند و شما را در زمين خليفت نشاند و جانشين سازد پس بنگرد كه در اداء شكر و منّتگذارى چون مىكنيد ؟ 130 - وَ لَقَدْ أَخَذْنا آلَ فِرْعَوْنَ بِالسِّنِينَ وَ نَقْصٍ مِنَ الثَّمَراتِ لَعَلَّهُمْ يَذَّكَّرُونَ . ما قوم فرعون را دوچار قحطى و ميوه كاستى كرديم تا شايد پند پذيرند . 131 - فَإِذا جاءَتْهُمُ الْحَسَنَةُ قالُوا لَنا هذِهِ وَ إِنْ تُصِبْهُمْ سَيِّئَةٌ يَطَّيَّرُوا بِمُوسى وَ مَنْ مَعَهُ أَلا إِنَّما طائِرُهُمْ عِنْدَ اللَّهِ وَ لكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لا يَعْلَمُونَ . پس چون نيكوئى به ايشان آمدى گفتند حق ما و شايستهء ما اين است ! و چون بدى عذابها بديشان رسيدى به موسى و قوم او فال بد مىگرفتند ! آگاه باشيد و بدانيد كه بد فالى ايشان از نزد خداوند است و لكن بيشتر آنان نمىدانند . 132 - وَ قالُوا مَهْما تَأْتِنا بِهِ مِنْ آيَةٍ لِتَسْحَرَنا بِها فَما نَحْنُ لَكَ بِمُؤْمِنِينَ . گفتند : هرچه از پيغام و نشانى بما آورى تا چشم ما را ببندى و بما كج راست نمائى ما نخواهيم به تو ايمان آورد ! 133 - فَأَرْسَلْنا عَلَيْهِمُ الطُّوفانَ وَ الْجَرادَ وَ الْقُمَّلَ وَ الضَّفادِعَ وَ الدَّمَ آياتٍ مُفَصَّلاتٍ فَاسْتَكْبَرُوا وَ كانُوا قَوْماً مُجْرِمِينَ . پس بر ايشان فرستاديم و فروگشاديم توفان ، طاعون ، غرق ، ملخ پرنده ، ملخ